0317 - تاریخ: 1405/7/7 ساعت: 11:30
***** حتی الان از پشتِ این دیوار که ساختن، تا دوسِت نداشته باشم..... **** انقدر بلاتکلیفم که نمیدونم باید تهران بمونم یا برگردم شهرم، نه ته تهران بودنم چیزی هست نه ته شهر خودم! **** به تعداد انگشتای یک دستم دور و برم آدم نمونده... آدمای زندگیم تموم شدن.... شاید چون همیشه دوست داشتنم با اما و اگر همر...
0130 - تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 15:09
**** اینجا! خونه ی متروکه ی من ....حس بلاگفا شبیه حسیه که بعد سالها وارد خونه ی قدیمی بچگیات میشی یه عالمه خاطره تداعی میشه واست......**** 30 ساله شدم و همچنان هیچ دستاوردی توی زندگیم ندارم .......**** تا دلتون بخاد بی وفایی و بدی دیدم از آدمایی که هیچوقت انتظارشو نداشتمAdblock test (Why?)
1206 - تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 6:55
**** به من برگردون اون روزا که با تو زندگی خوب بود......**** خالی ام ....*** درگیر شرکت و پروژه ها....**** زندگیه اینجا غیر قابل تحمل شده....**** از دست دادم....****زندگیم خلاصه شده توی این چند کلمه....****آقای پارسا کاش بودین........Adblock test (Why?)
0620 - تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 16:06
*** ما معتکف تنهایی خویشیم....***بعدِ 6ماه دوباره اینجا....دلم تنگ شده بود....دارم با استرس روزارو میگذرونم....خبر هست ولی میترسم از گفتنشون....****کاشکی بشه....Adblock test (Why?)
0906 - تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 16:06
**** ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش**** امسال یه پاییز سرد و خشک و ترسناک و بی رحمی بود ...تنها فصلی بود که دوسش داشتم....این روزا پر از وحشتم...قلم خشکیده، زبون بند اومده ، دست میلرزهقدرتی نیست نایی نیست برای فریاد زدناین خشم عقده شده برای خیلی از ماها که به ...
0709 - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 7:36
****  تنها ،در میان مردم به دنبال خودم بودمیک شهر خالی از من بود ...حتی یک من نبودتنها بودمتنها....****بین زمین و هوا گیر کردم، نمیدونم باید چیکار کنم کدوم راهه، کدوم بیراهه! دلم میخاد هی بنویسم از تموم فکرایی که تو ذهنم رژه میره اما یهو عقب میکشم... همیشه فکر میکردم سالهای خیلی دور رو اشتباه کردم و...
0922 - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 7:36
**** عمریست بین رفتن و ماندن معطلیملعنت به جبر دائمی انتخاب ها!*****چه مدت مدیدی....نمیدونم چی بنویسم چی بگم ولی میدونم زندگی بسیار بسیار بیرحم با ما تا میکنه....دوره هایی که اسفند پارسال منتظرش بودم برگزار شد و خوب برام ارزشی نداشت....از لحاظ کاری، زندگی عمومی و خصوصی بسیار سردرگمم هیچی سر جای خودش...
0116 - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 7:36
**** برو آنجا که تورا منتظرند......*** بی واژه تر از هر زمانی ام.....****خودمم نمیدونم دارم چیکار میکنم....نفس کشیدنم برام سخت شده....هیچی سر جای خودش نیست، هیچی مثل قبل نیست....Adblock test (Why?)
1128 - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 9:11
****مادر بزرگم فوت شد....شیش ماه ندیده بودمش....و برای خاکسپاریش نیستم....درد درد درد...
1201 - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 9:11
***** دلم برای بارونای شهرم تنگ شده بود....****دیروز مراسم خاکسپاری بود...من تاحالا مراسم ختم نرفتم پدرم دوست نداشته هیچوقت ک بچه هاش توی عزا باشن....اولین بار غسال خونه رفتم،اولین بار سردخونه رفتم و
1211 - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 9:11
*****و زندگی، این درد ِ لایتناهی ......****در بدترین روزهای این جبرِ اجباری جون میکَنَم.....****هیچ پند و نصیحتی آرومم نمیکنه....****ن پای رفتن دارم ن میلی ب موندن.....****من ب غایت از خدام دلگیرم چ برسه ب بقیه......***خستم،روحم خستس،مغزم داره از این همه فکرُ اتفاق روزی هزار بار منو زیر تیغ میبره......
1215 - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 9:11
***** هجوم بن بست رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به روراه سفر با تو کجاست ، من از تو می پرسم بگو....****یکشنبه میرم ب شهری ک مغزم از خاطره هاش منفجر میش و دلیل زود رفتنم اینه ک شرکت بخاطر اینک حقوق نده ب
1223 - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 9:11
****من آینده حال مغرورتم......*****این چند روز خودمو یادم رفته و فقط ب مادرُ پدرم دارم میرسم...***ولی دلم تنگ شده بود برای کتابام،اتاقم،اون گوشه اتاقم ک روی زمین میخابیدم، سکوت و خلوت طبقه پایین، یاس کنار پله ها....چقدر دور شدم از روزای گذشتم!****شاید ما ادمای فریکی و تخیلی هستیم ک انتظار زندگی قشنگ...
1226 - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 9:11
****نه خواب ِ راحتی دارم نه مایلم به بیداری... ****ن ک زانوی غم بغل گرفته باشم!ن نقلِ این حرفا نیس....ولی توی مغزم تموم نشدنیای زندگیم داره رژه میره....****این فاصله ی کم داره منو میکُشه و دستایی ک هزار بار میره سمت شماره میم طومار طومار مینویسه و پاک میکنم.....***کاش خدا نصفِ این دلتنگیو واسه ی شبم...
1105 - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 4:16
**** یعنی کجاس میم داره چیکار میکنه!اونم ناراحته یا عین خیالش نیسیعنی میتونه منو کنار بزاره؟چقدر بد تمومش کرد چقدر بد...یعنی راست گفت محاله منو دیگ ببینی!راست گفت دیگ نمیخاد منو ببینه!یعنی واقعا رفت؟یعنی واقعا تموم شد....وای نه خدایا....از صبح تا حالا ی قرن گذشته خدایا نکن این کارو باهام دارم جون می...
1106 - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 4:16
****همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته یکی مبهوته و یادِ روزای رفته میفته!نه اون که میره میخوادو نه این که مونده میخنده......آینده-قمیشی****تمام دیشبو ب حرفاش فکر کردم و ب روزای ک داشتیم....انقدر نفس کشی
1107 - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 4:16
*****آخ از حرفایی ک زد.....چقدر عذاب اور بودن چقدر سیلی بهم زدنآخ از حرفایی ک زد و روزی هزاربار میخونمشون....یعنی حرفاش واقعی بود؟بود دیگ اگ الکی بود اون حرفای زشتشو نمیزد
1108 - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 4:16
****چندسال باید بگذره تا یادم بره این شب و روزا رو...چند سال باید بگذره تا باورم بشه چی شد...مگه میش ی نفر انقدر بی رحم باشه همه چیو یادش بره همه چیو زیر پاش له کنه...مگه میش انقدر ازم تنفر داشته باشه ک براش حال الانم مهم نباشه....چطوری باور کنم این روزارو....خدایا اون هیچی تو چطور تونستی راضی بشی ب...
1109 - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 4:16
*****همش حرفاش تو مغزم رژه میرن،وقتی گفتم وای ۳ روز کمِ ببینمت وگفت قهر نکن باهم حرفامونو زدیم بیشتر میمونم پیشت.پنجشنبه ای ک گفت صبح زود میام ک بیشتر باهم باشیم.... *****تهِ نامردی بود میدونست اخرین
1111 - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 4:16
****گر چه بد رفتی و بد کردی و بد خواهم دیدگرچه با خونِ خودم پشت دلم داغ زدیبا توام ای خطِ ابرویِ کجِ در تهدیدباز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید من همین نبشِ چنار و چمنم فکر نکن****صدایم کن.....**** من آروم نشدم،آروم نمیشم فقط دیگ دم نمیزنم....****هنوزم هیچی از احساسم کم نشده....