خرید بک لینک

درباره سایت

0408

امکانات وب

***** دلم برای بارونای شهرم تنگ شده بود....

****دیروز مراسم خاکسپاری بود...

من تاحالا مراسم ختم نرفتم پدرم دوست نداشته هیچوقت ک بچه هاش توی عزا باشن....اولین بار غسال خونه رفتم،اولین بار سردخونه رفتم و ی جسم بی جونو تکون میدادم....

****همش منتظر بودم میم ی خبر بگیره...حتی در حد ی جمله،ک دلم از این همه آشوبی ک توشه آروم بگیره،ک فک کنم هنوز منو یادشه و خیالم راحت بشه شماره منِ لعنتیو پاک نکرده...ولی خبر نگرفت ،شمارمو پاک کرده،منو کلا حذف کرده از حافظش،دیگ براش مهم نیستم...

*****چشمای اشکی و چشم انتظار ،دلِ شکسته و دلگیرم ،قلبِ هزار تیکم هر لحظه میبینم و سکوت میکنم و تو خودم میریزم و میگذرم ولی خدایا اگ هستی تو نگذر......

برچسب: نویسنده: پارسا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 9:11

صفحه بندی